X
تبلیغات
**جهان پهلوانان ایران زمین**

**جهان پهلوانان ایران زمین**

پاتوق پهلوونای ناموس پرست ایرونی

پهلوانان نمی‌میرند ...

یه گوشه از این دنیای شلوغ، با عده ای از جوونمردای خوش غیرت ایرونی گپ می زنیم و از خرمن ادب و معرفت و غیرتشون، خوشه‌چینی می‌کنیم ... یه محله بدنوم، اما مثل همه جای این مرز پرگهر، پر غیرت و ناموس پرستی ... یه عالمه داش پهلوون مشتی هم داریم، داش رضای بامرام، مش محمود خوش غیرت، آقا رامین پهلوون، مملی بامعرفت، آنست لوتی و باکرامت و یه عالمه لوتی جوونمرد دیگه ... . اگه این کوچیک زنده باشه و توفیق داشته باشه، هرروز به اسم شیرمردای این پست اضافه میکنه ... فدای صفا و معرفت همتون... عزت زیاد!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 18:45  توسط جهان پهلوان  | 

از گنداب تا سرداب

سلام رفقا! چاکر مرام و معرفتتون! شاگردتون امروز یه جریانو خوند که خیلی بهش حال داد... شرمم اومد تک خوری کنم و واسه داداشای بامرامم تعریف نکنم!

***

جوون روی تخت جلوی کافه، وسط رفیقاش نشسته بود، موهای بور ، چشای خوشرنگ،  نگاه جذاب و گیرا، هیکل ورزشکاری و اندام ورزیده ای داشت. یه کلاه خوشرنگ هم روی سرش گذاشته بود که به ابهت و جلالش رونق داده بود. جاهل محل بود و از اون قرشمالای قمه کش همه فن حریف! هرکی از جلوی کافه رد میشد، یا از روی ادب، یا از روی ترس بهش عرض سلام و چاکری می کرد. چندتا از نوچه هاش دورش نشسته بودن و غرق دود قلیون، از قضیه عرق خوری دیشب و کل کل با جاهلای محله بالا گپ می زدن! جوون همونطور که حواسش به رفیقاش بود، گاهی زیرچشمی اطرافو می پایید و به عرض ادب رهگذرا، با اشاره چشم و ابرو جوابی می داد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 13:26  توسط جهان پهلوان  | 

به زودی ...

این حقیر سراپا تقصیر، توی مکتب پهلوونایی زانو زده که یکی از یکی مشتی تر و باصفاتر بودن ... بزرگایی توی این آب و خاک نفس کشیدن و اومدن و رفتن و نام نیکی از خودشون به جا گذاشتن که یه ساعت زندگیشون، به همه عمر این کوچیک می ارزیده ... داداشتون سعی داره همت کنه و اگه حق یاری کرد ، سرگذشت بعضیاشون رو توی این پاتوق واسه شما سرورا تعریف کنه ... کوچیک همتونم به مولا ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 17:40  توسط جهان پهلوان  | 

از پارس تا خزر ...

از  پارس تا خزر ایران نشسته است

این شیر پنجه دیوان شکسته است

البرز جلوه ای از اقتدار ماست

دروازه های عشق در اختیار ماست

در این فلات سرخ , با این تبار سبز

روید زهر کران , آینده ای سپید

ای افتخار شرق , در بام این جهان

پیچیده نام تو , گل واژه امید

هنگام حادثه , ما تیر آرشیم

سختی چو هیمه و ما همچو آتشیم

شرم سیاوش و فرّ تهمتنیم

نقش درفش خاک با عشق می تنیم ....

ای سرزمین نور , ای کشور کهن

جانم فدای تو ,ای خانه , ای وطن

روشن شد آسمان از آذرخش تو

ناید خمیدگی بر پشت رخش تو

دیو سپید را در بند می نهیم

با هفت خوان عشق از بند میرهیم

کوپال این وطن نسل جوان اوست

هر کس که عاشق است, اینک زمان اوست

 ****

از  پارس تا خزر , ایران نشسته است

این شیر پنجه دیوان شکسته است ....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 15:8  توسط جهان پهلوان  | 

گل افشان

به نام خدای جهان آفرین

به پیش جوانان ایران زمین


به میدان برآیید و گامی زنید

به مهر زمان نقش نامی زنید


الا ای سواران صبح امید

به فردای میهن نوید آورید


جهان از پی عبرت آموزی است

شکست اولین گام پیروزی است


به میدان چو یادی ز ایران کنید

زمین و زمان را گل افشان کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 13:41  توسط جهان پهلوان  | 

عرض ادب به همه لوتیای مشتی

سلام به گل روی همه پهلوونای ناموس پرست و شیرصفت ایران ... کوچیک همتون این پاتوق رو راه انداخته که در محضر شما جوونمردا، زانوی ادب بزنه و وطن پرستی و غیرت یاد بگیره ... مخلص همه شما هستم ... یا حق!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 10:26  توسط جهان پهلوان  |